امروز : ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳

نقش پدر در زندگی فرزندان

دسته بندی مطلب : مقالات


محمد ترکمان

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

ناصر شایگان

کارشناس روانشناسی بالینی

مطالعات نشان می­دهد، در بین بزرگسالان و نوجوانانی که به نحوی دچار آسیب­های اجتماعی شده­اند، در مقایسه با سایر افراد، در دوران رشدی خود از حضور کمتر و حتی منفی پدر خود خبر می­دهند. بنابراین بررسی نقش پدر و ارائه راهکارهای در این زمینه، میتواند در پیشگیری از بسیاری آسیب­های اجتماعی مفید باشد. از سویی، در اهمیت نقش مادر در تربیت فرزندان و رشد و تحول آنان شکی نیست و در این زمینه بسیار نوشته و گفته شده است. اما نقش پدر در این زمینه چیست؟

از قدیم نقش پدر را در دو چیز خلاصه کرده­اند: اول نان آوری برای خانه و دوم الگوی نقش جنسی بویژه برای پسران.اما در دو دهه اخیر روانشناسان بر نقش پدر در خانواده و رشد فرزندان بسیار تاکید می­کنند و از آن به عنوان «پدری کردن» یاد می­کنند.منظور از پدری کردن یا پدری، حضور جدی پدر در جریان رشد و تحول فرزند و مشارکت فعال او در زندگی فرزند یا فرزندانش است.

تحقیقات نشان می دهد که مادری کردن بیشتر غریزی و تحت تاثیر هورمون ها است اما پدری کردن به عوامل زمینه­ای، فرهنگی و محیطی بستگی دارد. البته تحقیقات تازه نشان م­ دهد که حتی قبل از تولد تغییرات هورمونی در پدران اتفاق می­افتد؛ یعنی پدران، با کاهش تستسترون (هورمون مردانه)، افزایش هورمون استروژن و پروژسترون (هورمون­های زنانه) را تجربه می­کند. این تغییرات باعث میشود که پدران لطافت و عاطفه لازم جهت نقش خود را کسب کنند.

پدری کردن از دو جنبه اهمیت دارد: اول از جنبه کمیت حضور پدر و حمایت او از خانواده؛ و دوم کیفیت حضور پدر. از جنبه اول میزان مشارکت پدر در فراهم سازی حمایت اقتصادی فرزندان و میزان تماس او با بچه­ها از طریق مختلف (مانند تماس حضوری تلفنی و ….) از اجزای پدری کردن محسوب میشو؛د حتی زمانی که پدر به علت طلاق یا مسافرت های طولانی در خانه نیست. اما تحقیقات اثبات کرده­اند که آنچه در پدری کردن مهم است، کیفیت ارتباط است. کیفیت ارتباط، تعیین کننده میزان درگیر شدن فعال پدر در رشد و تربیت فرزند است.

تاثیر پدری کردن خوب در زندگی فرزند

بصورت کلی، یکی از وظایف پدران این است که کمک می‌کنند تا رابطه چسبنده مادر و کودک ادامه نیابد و کودک فضای بازتری جهت کسب تجربیات جدید، کاوش و رشد پیدا کند و بتواند به استقلال مورد نیاز دست یابد. پدرها بیش از مادران، فرزند خود را به پیشرفت فرا می‌خوانند. پدرها فرزند خود را ترغیب به ابتکار، خطرپذیری، و انجام فعالیت‌های ناآشنا و حضور در وضعیت‌های ناشناخته می‌کنند، همچنین دوست دارند با فرزندان خود بازی کنند. بازی‌های آنها عموماً بازی‌هایی است که فرزندشان را از لجاظ جسمی تحریک می‌کند. ظاهراً بزن بزن با پدرها، کودکان را به خطر کردن ترغیب می‌کند. مادران نیز بیشتر نقش ارضاء عاطفی و مراقبتی نسبت به کودک دارند، آنها بیشتر به فرزندان خود قوت قلب می‌دهند و از آنها مراقبت می‌کنند. مادران بیش از پدران، فرزند خود را همانطور که هست می‌پذیرند و آنها را زیاد تشویق نمی‌کنند. مادرها بیشتر وقت خود را به جای بازی، صرف مراقبت از فرزندانشان می‌کنند.

به عنوان مثال خانواده‌های را که در محوطه بازی هستند، تجسم کنید دختر بچه دوساله آنها در حال تاب خوردن است. پدرش او را هل می‌دهد تا بالا و بالاتر برود. اما مادرش با نگرانی او را نگاه می‌کند و می‌گوید: “عزیزم مراقبت باش، زیاد بالا نرو.” بررسی‌های صورت گرفته بر نحوه تربیت کودکان توسط پدرها و مادرها نیز حاکی از اینگونه تفاوت‌هاست. محققان بارها و بارها نشان داده‌اند که مادران بر قوت قلب بخشیدن و مراقبت از فرزندان تاکید دارند و پدرها بر مبارزه و تحرک. محققانی که تعامل والدین با فرزندانشان را بررسی کرده‌اند، می‌گویند پدرها و مادرها معمولاً هر یک نقش ویژه و ارزشمندی در رشد عزت نفس فرزندان خود دارند و پدرها بیشتر به دنبال افزایش اعتماد به نفس، خودمختاری و ایجاد توقعات بالا در فرزندانشان هستند. در حالی‌که مادرها بیشتر احساس خودپذیری و حساسیت نسبت به دیگران را در فرزندان خویش ایجاد می‌کنند.

تحقیقات نشان می­دهد که حضور فعال و مفید پدر با کاهش مشکلات شدید روانشناختی و رفتاری در کودکان و بخصوص نوجوانان همراه است، یعنی هر چه حضور پدر بیشتر و فعال­تر باشد، مشکلات فرزندان کاهش می­یابد.جالب آنکه حضور جدی پدر باعث کاهش قابل توجه تنش و استرس روانشناختی در دختران می شود.موفقیت تحصیلی در هر دو جنس، در دوران نوجوانی و بزرگسالی با حضور فعال پدر ارتباط دارد.نحوه ارتباط پدر در انتخاب همسر بخصوص در دختران نقش بسزایی دارد.

نحوه رفتار پدر در دوران سنی مختلف فرزند

پیش از تولد

وظیفه پدر قبل از تولد شروع میشود. پدران در این موقع با فراهم کردن شرایط مناسب روانی و جشمی می­توانند به همسرشان کمک کنند تا فرزند سالم­تری را به دنیا بیاورد. روانشناسان ۵ ماهگی را مناسب­ترین زمان برای آشنایی اولیه پدر و فرزند می­دانند. پدران در این سن می­توانند هر روز چند دقیقه با فرزند خود صحبت کنند تا فرزند به صدای او عادت کند.

از بدو تولد تا دو سالگی

در این سن پدر برای کودک منبع اعتماد است. کودک برای کسب اعتماد باید از پدر خود به روش­های مختلف مانند ماساژ بدن، ارتباط چشمی، بازی کردن و صحبت کردن، محبت را کسب کند. البته برخی پدران فکر می­کنند، کودکشان هیچ واکنشی در قبال آنها انجام نمی­دهد اما کودک با حرکات دست و پا، محبت خود را انتقال می­دهند. این فعالیت­ها حتی باعث رشد مهارت­های حسی، حرکتی و رشد ذهنی آنها میشود. همچنین مهم است که در این دوران به مادر کمک کنید تا از امور تربیت مانند نگهداری و شب زنده­داری بهتر کنار بیاید.

۲ تا ۳ سالگی

در این سن پدر برای کودک تکیه­گاه عاطفی مستحکمی است. در این سن چون دایره لغات کودک محدود است، پدر باید با صحبت کردن ساده و کوتاه در رشد زبانی وی کمک کند. در این سن پدر باید زمان­های را برای تفریح کودک اختصاص دهد. البته در این سن کودکان کمی لجباز هستند اما بهتر است پدر از این لجبازی نارحت نشود زیرا کودکش در حال کسب استقلال است.

۳ تا ۶ سالگی

در این سن پدر برای کودک منبع همانند سازی است. پسران سعی می­کنند در تقلی از پدر رفتارهای مردانه از خود نشان دهند و دختران رفتارهای خود را در تمایز با رفتارهای پدر تطبیق دهند. تحقیقات نشان میدهد دخترانی که در این سن رابطه خوبی با پدر خود دارند، در آینده هنگام انتخاب همسر شخصی را بر می­گزینند که شبیه پدرشان است. پدر در این سن نقش مهمی در تشکیل وجدان و ارزش­های اخلاقی دارد زیرا نماینده کودک برای ارتباط با جهان بیرون است. تحقیقات نشان می­دهد که بزهکاران و مجرمین در این سن نقش پدر خود را کم یا هیچ ارزیابی کرده­اند. بنابراین بی­توجه و عدم گذراندن زمان در این سن باعث می­شود کودکان بی توجه به ارزش­های اجتماعی و اخلاقی بزرگ شوند. در این سن رفتار مردانه بدون مهربانی، الگوی جنسی پدر را بی تاثیر می­کند.

۶ تا ۱۲ سالگی

در این سن پدر برای کودک منبع شجاعت و اقتدار است.تصور کودک از پدر در این سن فردی قوی و شجاع است به گونه­ای که تمام رفتارها و گفتارها پدر بسیار مهم است شاید دلیل این اهمیت نقش رهبری پدر در خانواده است. در این سن پسران از پدر خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را می­آموزنند؛ بنابراین اگر همانندسازی درست صورت نگیرد، در آینده دچار مشکلاتی می­شوند. حتی مدت حضور پدر در خانواده و پیگیر بودن او باعث میشود که فرزندان در فراگیری دروس مدرسه جدی تر بشوند.پدرانی که گفتار و رفتارشان تناسب ندارد و حضور کمی در خانه دارند، نقش خود را نمی­توانند بخوبی در این سن ایفا کنند. تحقیقات نشان می­دهد که فرزندانی که در این سن دارای پدر معتاد هستند، احساس تحقیر شدید می­کنند.

۱۲ تا ۲۰ سالگی

در این سن، نقش پدر بخاطر ویژگی­های خاص دوران نوجوانی بیشتر احساس میشود و نوجوان حضور کیفی پدر را بسیار بیشتر از دوران قبل برای فراگیری و الگوبرداری نقش های ویژه دوران بزرگسالی، احساس می کند. بنابراین در این سن علاوه بر حضور پدر، اهمیت برقراری ارتباط درست پدر با فرزند نوجوان خود از اهمیت بسیاری برخوردار است.

برخی منابع برای مطالعات بیشتر

۱٫ پدر یک دقیقه ای: اسپنسر جانسون؛ ترجمه هانیه حق نبی؛ نشر سلسله مهر

۲٫ تبسم بر شرار نوجوانی ، نوشته جودی فورد ، ترجمه نفیسه معتکف ، نشر حدیث